خنده‌ی ندا:


قدم‌های تو بسان آهویی بود

كه رقصان در روز میعاد عشق با عزیزش به جشن آزادی می خرامید

خنده‌ای كه بر لبانت می‌درخشید

قناری را با شور وشوق به آوازی مستانه فرا می‌خواند!

آه كه كركسان خونخوار تحمل آواز خوش قناری را نداشتند!

این ناكسان دد منش پلید بی‌رحمانه سینه‌ات را گلوله باران كردند!

زمین لرزید و سنگفرش خیابان آغشته در خون تو !

فریاد ندا ندا گویان مردم بود و سكوت پدر!

آه كه حرمت آدمیت به خاك و خون در غلتید!

سكوت پدر , آه خدا , خنده‌ی ندا, آواز خاموش قناری كه در گوش‌ها طنین انداخته بود


اول تیرماه ۱۳۸۸
پرویز از برلین
22.June.2009
Kreuzberg Park